نقل مطلب زير از وب سايت دو سرشمار
به نام خدا
نکاتی چند در باب حسینیه و مجتمع فرهنگی امام رضا (ع) چهاردانگه ای های مقیم ساری

سالیان سال بود که اهالی
چهاردانگه مقیم شهرستان ساری، از داشتن یک مسجد و یا حسینیه جهت انجام
کارهای مذهبی و فرهنگی و اجتماعی محروم بودند و اگر مراسمی را در ساری می
خواستند بر پا کنند، دچار مشکلات عجیب و دردسر ساز می شدند، مانند: مراسم
های مذهبی در ماه محرم، ماه رمضان، مراسم اموات ( سوم، هفتم، چهلم، سالگرد
)، مراسم شادی و اعیاد اسلامی و یا حتی گردهمایی جهت تصمیم گیری در مسایل
اجتماعی و فرهنگی و غیره برای روستاها. حتی فرهنگیان محترم که محل کار
آنان در منطقه چهاردانگه بود و خود مقیم ساری بودند، اگر می خواستند در یک
مکانی گرد هم آیند و در مورد مشکلات منطقه و خودشان مباحثی داشته باشند به
مشکل بر می خوردند. لذا داشتن یک مسجد و یا حسینیه در درجه اول برای حدود
۴۰۰۰۰ چهاردانگه ای ساکن ساری از دهه هفتاد بر سر زبانها افتاد و به علل
گوناگون از جمله نداشتن امکانات مادی و عدم تفاهم در انتخاب محل مناسب به
طول انجامید، تا اینکه مرحوم حاج غلامحسین کلانتری از سهم ثلث اموال خود
مکانی را به این منظور در بلوار کشاورز اهدا کرده و در اختیار ستاد و هیات
امنای این بنا قرار داده و الحمدلله کار ساختش حدود دو سال پیش شروع شده و
با همت و پی گیری مستمر هیات امنا، طبقه ی اول این حسینیه و مجتمع در
تاریخ ۲۳/۱۰/۱۳۹۰ با استقبال حدود دو هزار نفر مرد و زن افتتاح شد و
اینجانب که حدود ساعت ۸ شب رسیده بودم واقعا از حضور و ورود دسته دسته از
مردم چهاردانگه، به این مکان شگفت زده شدم. تصور نمی کردم این تعداد مردم
به استقبال این امر و این مکان می آیند.

در صحن حسینیه که حدود هزار
متر مساحت دارد، جایی برای نشستن نبود و اکثر مردم در بیرون از مجتمع حضور
داشتند. بعد از افتتاح این مکان مطالبی و نظراتی از طرف دوستان دوسر شمار
در این باب به نگارش در آمد ( بعضی از دوستان چهاردانگه هم به این نوع
نظرات مطالبی به بنده گفته اند ) هرکس به فراخور اطلاعات خودش و دیدگاهش
نظرات و کنایات در تایید و یا انتقاد از این مکان گفته است، که قابل تامل
و تحمل است. اینجانب قصد جواب گویی به پرسشها و نظرات دوستان محترم را
ندارم و اگر خود جای آنان بوده و در کم و کیف کار این مکان نبودم شاید
همین نظرات را داشتم. در اینجا فقط جهت اطلاع دوستان و تقدیر از دست اندر
کاران این طرح مطالبی چند ارائه می کنم و از نظرات انتقادی دوستان با کمال
میل و بدون هیچگونه آزرده خاطری استقبال می کنم.
۱ – همچنانکه در مقدمه آورده
شد، نیاز به یک مکان مجتمعی ( مسجد و یا حسینیه ) از دهه هفتاد و شاید
زودتر در ذهن چهاردانگه ای ها نقش بسته بود. به علت نداشتن یک مکان مناسب
جهت برگزاری آیین های مذهبی و اجتماعی و اقتصادی و … همیشه آزرده خاطر و
متفرق بودند. به عنوان مثال ما مشاهده می کنیم که اهالی آذربایجان (ترکها
)، شهمیرزادیها، دامغانیها و دودانگه ای ها و … در هر شهری اگر به تعداد
قابل توجه ساکن باشند، از این حیث برای خودشان مکانی مناسب به منظور انجام
مراسم های گونان فراهم کردند، مثل مسجد شهمیرزادیها در نکا، مسجد
دامغانیها در بهشهر، مسجد باب الحوایج مهاجرین دو سرشمار در محله ی زیروان
بهشهر و … . خوشبختانه فکر اولیه این نوع بناها از اقشار فرهنگی و موجه و
آگاه جامعه است، همچنانکه در ساری هم این فکر توسط بخش عظیمی از افراد
فرهنگی و آگاه تولید شده است.

مسجد حضرت ابولفضل (ع) دامغانی های شهرستان بهشهر
۲ – همانگونه که گفته شد، زمین
این حسینیه و مجتمع فرهنگی امام رضا (ع) چهاردانگه ای های مقیم ساری توسط
حاج غلامحسین کلانتری به صورت یک مکان ساختمانی اهدا شده بود، که هیات
امنا با فروش آن مکان در پارک شهر ساری بلوار کشاورز به شهرداری، این مکان
فعلی را که حدود دو هزار متر می باشد، به قیمت ۴۷۰ میلون تومان در بهترین
نقطه مهاجر نشین ساری در بلوار کشاورز بعد از بیمارستان مهر خریداری نموده
اند. از سال ۸۸ گلنک احداث آن به زمین زده شد و در مدت دو سال با همت و
تلاش اهالی مهاجر و هیات امنا در تاریخ ۲۳/۱۰/۱۳۹۰ در یک طبقه به مساحت
۹۰۰ متر افتتاح گردید. در حال حاضر آبدارخانه و آشپزخانه و مکان زنانه و
اتاق های آموزشی و رفاهی در حال ساخت می باشد. البته بیشتر بودجه ساخت این
بنا از کمک های مردمی فراهم شده است.
۳ – هدف اصلی و بنیادی از
احداث این مکان – که در آینده بسیار با امکانات تر و چشم گیر تر خواهد شد
– این بود که این مکان صرفاً در اختیار اهالی چهاردانگه جهت اجرای مراسم
های مذهبی، اجتماعی، آموزشی، اقتصادی، اعیاد و گردهمایی اختصاصی هر روستا
در تشکلات گوناگون برای پیشبرد اهداف عالیه ی اخلاقی و اجتماعی و تمام
آیین های موجه قرار بگیرد. هم اکنون تعدادی از روستاهای چهاردانگه مراسم
های شخصی و خانوادگی و محلی خودشان را در این مکان انجام می دهند. ( البته
با هماهنگی قبلی از هیات امنا و سرایدار و با رعایت حفظ اموال عمومی و
شئونات انسانی و اجتماعی ). هیات امنا این حسینیه و مجتمع از مسولین
برجسته ی مهاجر چهاردانگه در شهرستان ساری بوده و شخص آقای حاج ولی الله
کریمی کیاسری که از افراد زحمت کش و فرهنگی چهاردانگه می باشد به عنوان
هماهنگ کننده و تقریبا همه کاره این مجتمع هستند و آقای محمدنژاد کیاسری
به عنوان سرایدار این مجتمع در حال خدمت رسانی به اهالی چهاردانگه هستند.

۴ – در شب افتتاح این مراسم که
خود در آن مجتمع حضور داشتم اکثر قریب به اتفاق چهاردانگه ای هایی که در
شهر های تهران، سمنان، مشهد و شهرهای دیگر ساکن بودند، با اطلاع رسانی
قبلی در این مراسم حضور گرم داشتند. آقای مرتضوی جانبار و روشن دل از
تهران، امام جمعه شهرستان ساری که خود اصلا از چهاردانگه بوده است، رئیس
دادگاه انقلاب استان مازندران از اهالی چهاردانگه، نمایندگان شهرستان
ساری، نماینده استاندار، فرماندار، بخشدار، دبیر شورای شهر ساری و خیلی
از مقامات و مسولین استانی که از افراد چهاردانگه هستند، حضور داشتند. در
این اجتماع پرشور و شعور حدود ۲۰۰۰ نفر از مردان و زنان بعد از اجرای
مراسم مذهبی اربعین حسینی و استماع سخنرانی، به صرف شام پذیرایی شدند و
حدود ساعت ۱۱ شب ختم اين مراسم به دست آغازگران مراسم ديگر سپرده شد.
۵ – اگر چه در چهاردانگه ی ما،
بخشی از امکانات رفاهی و اشتغال زایی، فراهم شده است ولی همچنان در بعضی
از نقاط این بخش، فقر و نداری و عدم رفاه اجتماعی و نبود امکانات بهداشتی
و … بیداد می کند. اگر چه مهاجرت از روستاهای چهاردانگه به دیگر شهرها
صدماتی به منطقه زده است و صدها اگر دیگر، ولی با همه ی این ها، دلیلی
ندارد که حدود ۴۰ الی ۵۰ هزار نفر از اهالی چهاردانگه که به هر علتی در
شهرستان ساری ساکن هستند از داشتن یک مجتمع مذهبی و فرهنگی و آموزشی به
خاطر وجود منطقه محروم، محروم باشند. اگر چه مهاجرت برای روستاها شکننده
بود، ولی برای ۹۰ درصد افراد مهاجر باعث پیشرفت و ترقی و تکامل شده است.
یادمان نرود که منطقه ی ما، بخش چهاردانگه، هیچگاه این ظرفیت ترقی و
پیشرفت فعلی اهالی مهاجر را نداشته است و افراد مهاجر به جاهای دیگر با آن
استعداد و توانایی ذاتی و اکتسابی خودشان پله های پیشرفت و رونق را به
خوبی طی کرده و الحمدلله در کمال سلامت و دارایی و تمکن مالی هستند، و به
فکر موطن محروم خودشان نیز می باشند. اگر غیر از این بود اکنون ما شاهد پی
گیری کارهای عمرانی منطقه از طرف آنان نبودیم زیرا غم آنان برای شان بس
است تا به فکر غم دیگران بودن. نمی خواهم بگویم همه شان از تمکن مالی
بسیار خوبی برخوردارند، ولی تمکن مالی خوبی دارند و همین مقدار را هم از
سر مناعت طبع حاضرند، در راه رفاه موطن خود هزینه کنند که جای بس شکر و
تشکر است. جای بسیار خشنودی و خرسندی است که اکثر قریب به اتفاق مسولین
شهری شهرستان ساری و در بعضی از جاهای دیگر از اهالی چهاردانگه بوده و
اینها هم لحظه ای از موطن اصلی خود غافل نبوده و در ایام فراغت و فرصت به
روستاهایشان بر می گردند و اکثر این مهاجرین حدود چند سالی است که با ساخت
و ساز خانه های خوب در بعضی از روستاها موجب رونق و دل گرمی اهالی بومی
شده اند.
و نتیجه آنکه:
الف – وجود چنین مکانی آن هم
در مرکز استان با آن همه تعداد مهاجر نه تنها بیهوده نبوده بلکه بسیار
ضروری و لازم بوده و خیلی زودتر از این نیاز بوده که این اقدام صورت گیرد.
ب – دین و مذهب و آیین های
انسانی و اخلاقی ایرانیان چنان در هم و با هم عجین شده که هر مراسم مذهبی
ما با فرهنگ و هر مراسم فرهنگی ما هم با گل بوته های مذهبی رونق می گیرد.
هیچ منافاتی بین دین و فرهنگ اجتماعی و آیین مذهبی نباید قایل شد. که خدای
نکرده بهانه به دست تنگ نظران و متعصبین کم اطلاع داده باشیم. جالب تر
اینکه اگر مراسم ملی محض هم اجرا شود. باز هم بچه مذهبی ها نقشهای اساسی
را ایفا می نمایند.
ج – تمام اهالی چهاردانگه در
تمام روستاهای خودشان دارای مساجد و حسینیه های مجلل هستند. در خود دو
سرشمار ما الحمدلله مراکز مذهبی و اجتماعی در حد وسیع و قابل قبول وجود
دارد و آنچه مهم است اینکه، تمام چهاردانگه ای های مهاجر در شهرستان ساری
فقط یک حسینیه و مجتمع فرهنگی دارند و این زیاده خواهی و عدم توجه به
محرومیت منطقه نیست و اتفاقا این گونه مجتمع ها در آینده خود باعث تولید
افکار و آرا برای آبادانی منطقه خواهد شد. ان شاء الله.
در پایان اگر وقت گرانبهایتان
را با این الفاظ تکراری تلف کرده ام، عذرخواهی می کنم و منتظر نکته و نقطه
نظرات ارشادی و اصلاحی شما دوستان هستم.
والسلام
سید عقیل ساداتی تیله بنی