استا روحالله خياط از تيله بن و دوسر شمار مي گويد.
به نام خدا
اسروح الله، مردی که ۶۰ سال در منطقه دو سر شمار کار خیاطی کرده است
آقای روح الله کاوه، اهل منطقه ی پریم ( فریم ) از بخش دودانگه شهرستان ساری و روستای شلدره می باشد. خودش نقل می کند، که متولد ۱۳۰۹ هست و از سن ۱۱ سالگی و حدود سال ۱۳۲۲ به عنوان شاگرد خیاط، وارد منطقه دو سر شمار شده است. مردم منطقه او را با لفظ اسروح الله ( استاد روح الله ) می شناسند. ایشان می گوید : ما ( اهالی فریم منطقه دودانگه ) از روستا سعید آباد به بالا را دو سرشمار ( desarshma ) می گوییم. ( قابل ذکر است که منطقه ی دو سرشمار فعلی ما از زمان ؟ تا سال ۱۳۶۸ جزء بخش دودانگه به مرکزیت محمدآباد فریم بوده است. از سال ۶۸ به بعد جزء بخش چهاردانگه به مرکزیت کیاسر گردید ) ایشان می گوید: با ۹۰ درصد مردمان منطقه رفت و آمد و سر کار داشته و دارم و خیلی از بزرگان روستاهای منطقه را دیدم. کار لباس دوزی و لحاف و زیر انداز، دوشک ( تشک ) دوزی و دوختن چوقا و پشلوار و پشلوق انجانم می دادم و ادامه می دهد خود برای اولین بار همراه « استا علی خیاط » وارد منطقه شدم، شاگرد بودم، بعد از چند سال کار شاگردی، توانستم یک چرخ خیاطی از استا خود بگیرم و کار خیاطی را شروع کنم. او در مورد کارش در روستا ها چنین می گوید :
۱- در روستای واوسر قدیم کارهای خیاطی زیادی انجام دادم. در واوسر از آن قدیم ها دو نفر خیاط بودند. یک نفر به نام « محمد خیاط » و دیگری که ( نامش را فراموش کرد ) که کارهای محل را انجام می دادند و من هم در بعضی از مواقع کار خیاطی در واوسر را انجام می دادم.
از وضع مردم واوسر در حدود شصت سال پیش چنین می گوید: مردم واوسر همه دامدار و کشاورز بودند وضع مالی در آن زمان چندان خوب نبود، مردم بیشتر از راه دامداری و کشاورزی تامین معاش می کردند. یک باب مغازه در واوسر وجود داشت که « حاج عباس » از منطقه تویه دروار صاحب این مغازه بود، مرد شریفی بود و هوای کل مردم به ویژه فقراء را داشت. ارزش مال و دامداری زیاد نبود بیماری حیوانی زیاد بود و بیشتر بیماری حیوانات « شش » بود. ( شش shesh بیماری است که شش shosh و جگر حیوانات را تخریب می کرد و بیشتر بزهای را می کشد ). از بزرگان واوسر را که دیدم مانند: مرحوم حاج رمضانعلی شعبانی ، حاج اسدالله واوسری ، حاج سلطان علی ، حسن واوسری معروف به حسن کدخدا ، اسماعیل فولادی و قنبر حسن ، حاج عبدالله فتحی ، گت بابا واوسری ، حاج طالب ، حاج یحیی ، حاج اکبر آهنگری و حاج مسلم و خیلی از بزرگان دیگر را دیدم و در خانه تعدادی زیادی از آنها کار خیاطی مثل لباس دوزی و لحاف دوزی و … کردم. بعضی از این بزرگان به رحمت خدا رفتند، خدا رحمتشان کند. و از زنان مانند: پیر بلور ، پیر شهربانو و چند نفر دیگر را دیدم که خیلی زنان کاری و مرد صفتی بودند مثل پیر شهربانو و …
۲- در مورد روستای تیله بن چنین می گوید: بیشتر کارم در روستای تیله بن بود، تقریباً در تمام خانه های مردم تیله بن کار کردم و تعدادی از بزرگان محل مثل حاج سید جلیل و حاج میر صالح ، سید باقر ، آقا بزرگ ، حاج سید علی و خیلی از نفرات را دیدم که الآن در بین ما نیستند و خدا رحمت شان کند. وضع مردم هم مثل مردم بقیه روستاها بود چندان تعریفی نداشت به جز چند نفر گوسفند دار بقیه مردم وضع چندان خوبی نداشتند. ولی خیلی مهمان دوست و صمیمی بودند و هستند. البته همه مردم منطقه دسرشمار خوب هستند. من که حدود شصت سال در این روستاها کار کردم خیلی خوبی و مهربانی دیدم.
۳- در قلعه و پایین ده هم زیاد کار کردم، در این دو محل خیاط نبوده است. گاهی تا یک یا دو ماه در این روستاها کار می کردیم. در آن زمان ها میرزا عباس خان عمادی در تابستان به قلعه می آمد و حدود سه ماه در داخل باغش اقامت می کرد. زمین های زیادی داشت و از زارعین بسیار راضی بود یعنی به زارعین هم می رسید. در این مدت سه ماه خیلی از گرفتاری مردم را حل می کرد و کارهای عمومی منطقه دو سرشمار را با همکاری بزرگان پنج پاره ده انجام می داد. بیشتر مردها قلعه و پایین ده در آن زمان دامدار و یا چوپان بودند. از بزرگان این دو روستا می گوید: که در قلعه حاج قاسم یحیی ، مشهدی محمود ، ولی اکبر ، شیخ حسن احمد ، میرزا علی حسین ، حسینا و چند نفر دیگر را دیدم که همگی واقعا مردان خوب و زحمت کش و مهربان بودند. در قلعه مشهدی هاشم دکان داشت تمام مغازه دار های این پنج پاره ده از « تویه دروار » بودند. خیلی آدم های زحمت کش و کاری بودند چار به داری می کردند که به آنان می گوییم کامشی یعنی کسانیکه از قومش دامغان به منطقه دودانگه و چهاردانگه می آمدند. با اسب و خر حاصلات می آوردند و محصول گندم ، جو ، برنج ، کشک ، مرغ می گرفتند آنها حدود ۱۰ فرسخ راه می آمدند. در روستا پایین ده هم کارهای زیادی کردم. در روستای پایین ده چهار پنج تا آسیو ( آسیاب ) داشت تا این چند سال پیش سالم بود. از بزرگان پایین ده مثل بابا علیپور ، باجان محمد ، مم قاسم محمد ، گال بابا جعفری ، مشهد ابراهیم ، کربلای رحمت ، مشهدی علی و برادرانش روح الله و ولی و نورالله محمدی و … . خدا همشان را بیامرزد. مردمان خوبی بودند. الآن هم با اکثر مردم منطقه رفت و آمد خوبی دارم. خاطرات تلخ و شیرین از زندگی مردم دارم، بهترین خاطرات من زمانی بود که برای دوختن لباس عروسی در منطقه ی دو سرشمار کار می کردم. در اکثر عروسی های همسن و سالم و بچه هایشان بودم.
۴- در بالاده به این خاطر که دو خیاط در آنجا بودند، کمتر کار می کردم. در بالاده خانه های حاج حسن و حاج یزدان و حاج گلبرار و بسیاری از بزرگان و اربابان کار کردم. در خانه بسیاری دیگر از مردم بالاده هم کار خیاطی انجام دادم. واقعاً الان که نوه ها و فرزندان آنها را می بینم خیلی خوشحال می شوم. وضع اقتصادی مردمان بالاده کمی بهتر از سایر جاها بوده است. گوسفند دار در روستای بالاده زیاد بودند و خیلی از مردان بالاده در دستگاه حاج حسن و حاج گلبرار و حاج یزدان چوپانی می کردند. در بالاده کارم کمتر بود، زیاد نمی رفتم دو نفر خیاط کار می کردند، اگر آنها کاری زیاد داشتند به من می دادند. در بالاده حدود چهل پنجاه سال پیش دو تا دکان وجود داشت. غیر از حاج عباس و یک نفر تویه درواری دیگر آقای سید محمد صباغ هم دکان داشت و خرید و فروش می کرد. خدا همه ی رفتگان بیامرزد. در کل مردم دو سر شمار خیلی خوب و مهربان و مهمان دوست بودند و هستند.
سوال کردم چه خاطره و سر گذشتی از منطقه دارید که بر زندگی شما تاثیر گذاشته است؟
استا روح الله می گوید: حدود سی سال پیش مریض شدم به طوریکه از خودم نا امید شده بودم. به فولادمحله و سپس به ساری رفتم و دارو و درمان کردم. بعد از چند مدت به تیله بن آمدم. ولی آثار آن بیماری را داشتم. یک پیر زن سالخورده ای به من گفت، چرا متوسل به آقا میر افضل نمی شوی تا بیماری ات خوب شود؟ من جواب خوبی به او ندادم و کمتر اعتقاد به امام زاده ها داشتم. آن زن از من ناراحت شد. غروب آفتاب به بیرون آمدم و سلامی به امامزاده کردم و از ایشان خواستم که اگر تا صبح وضع بیماری ام خوب شود، من به زیارتت می آییم. او کمی با مکث ادامه داد که: صبح با حالی بسیار خوب بیدار شدم و به زیارت امامزاده رفتم و از ارادتمندان امامزاده هستم. خیلی به ایشان اعتقاد دارم هر سال از منطقه ی دودانگه افرادی را به زیارت امامزاده می آورم و چندین بار مراسم خرجی دهی را انجام دادم. از آن تاریخ به بعد خیلی مواظب این اعتقاد خودم هستم.
استا روح الله از تمام مردم دو سرشمار بسیار به نیکی یاد می کند. رفت و آمدی بسیار نزدیک با اکثر افراد دارد. استا روح الله چند سال پیش به زیارت امام علی (ع) و امام حسین(ع) و دیگر امامان در کشور عراق رفته و امسال هم به زیارت خانه خواهد رفت. این جانب از طرف تمام اهالی دوسرشمار به ویژه از اهالی تیله بن از ایشان حلالیت طلبیده و آرزوی سلامتی برای ایشان از خداوند نمودم. استاد روح الله با توجه به اینکه بیش از هشتاد سال از سن او می گذرد، الحمدلله در کمال سلامت جسم و روح به سر می برد.
در پایان از طرف اهالی دو سرشمار از حاج استاد روح الله کاوه ( اسروح الله خیاط ) و حاج شعبیر عباسی( آقامدیر ) که سالیان سال برای مردم منطقه زحمات بسیاری کشیده اند، کمال تشکر و سپاسگذاری را انجام دادم و برای آنان آرزوی سلامتی و عاقبت به خیری نمودم.
والسلام
ساداتی تیله بنی
ساعت ۱۰ شب ۱۰/۱۱/۱۳۹۰

